لحظه های هستی من از تو پر شده ست..
در تمام روز..
در تمام شب..
در تمام هفته..
…در تمام ماه..
در فضای خانه .. کوچه .. راه
در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب
در خطوط در هم کتاب..
در دیار نیلگون خواب..
…
ولنتاینت مبارک.. اولین ولنتاین قشنگ زندگیم..خاطره ی بدی که پیش اومد و فراموش میکنم..
تصادف امروز باعث شد بیشتر از همیشه دوست داشته باشم..مرسی کنارم بودی..
مرسی از هدیه قشنگت..مرسی..
.
.
هر روز برایت رویایی باشد در دست..
نه دوردست..
عشقی باشد در دل..
نه در سر..
و دلیلی باشد برای زندگی..
نه روز مره گی..
تولدت مبارک عزیزم..با اومدنت خیلی هارو خوشحال کردی..
الانم تنها دلیل خوشحالی من تویی..
مرسی امروز اینجا بودی.. روز قشنگی بود..
من تو را در قلبم دارم
نه در دنیا....
۳ روز و ۳ شب زیبا.. آرامش کامل..
پر از خاطره های موندنی...
خدا جونم مرسی از هدیه ی قشنگت..
عاشق شدم..
همیشه تا تو یک لحظه اس که قدرش رو نمیدونم ..
چقدر خاطره های شیرین و دوست داشتنی..
نمی خوام تموم شه.. دارم عاشقت میشم..
کباب دل و جیگر.. قلیون..با همیم..
بمون کنارم..
تولد داداشی... خاطره های موندنی..(اداره پست)
برگشتی عشقم.. دلم واست تنگ شده بود.. دیگه تنهام نذار..
حضورت همچون معمای حل ناشدنیست...
تو آنقدر ساده و راحت آمدی که من شیفته صداقت و سادگیات شدم،
نمیخواهم به این زودی ها از دستت بدهم،
و من می توانستم کوله بار سنگین دردهایم را در بیراهههای بیقراری،
آنجا که دست هیچ آدمی زادی به آن نرسدرها کنم..
و مجبور نبودیم در میانه راه، دیوار سرد جدایی را پیش رو ببینیم.
کاش تا آخر راه دل به جاده می سپردیم
مثل سایه، مثل رویا...
آیا طاقت میآورم این همه خاطره را رها کنم
و آیا تو می توانی با بیاحساس ترین احساسها رها شوی!؟
و آیا از این مرداب و پهن دشت وسیع به سلامت خواهیم گذشت؟؟؟
شب عید..
شبی پر از احساس خوب...
شبی پر از آرامش..
ح(کله پاچه)
داری میری دلم واست تنگ میشه.. اما امیدوارم بهت خوش بگذره..زود برگرد..
آسمونم مثل من دلش گرفته..
نمیدونم چرا نمیتونم چشم از گوشی بردارم..
منتظرم..میدونم بی نتیجه است..
خیلی زود تموم شد.. خودمو سرزنش نمیکنم.. من باید زندگی کنم..
خیلی رویایی فکر میکردم...
حس میکنم داره ستاره ی پر نور چشات چشمک میزنه..
این چشمک واسه خاموش شدنشه یا یه عشق بی تمومه..؟؟
منتظره ثابت کردن دوست داشتنتم.. یه دوست داشتن واقعی بدون هوس..
شاید یه انتظار بیجایی ازت باشه..
اما من لیاقت این دوست داشتنو دارم..
خـــدایا التمـــــــــــــــــاست میکنم نذار دلم بشکنه..
امروز دلم واسه اشکام سوخت.بی پناه بود..
دلم واسه آغوش گرمت تنگ شده..
وقتی تو آغوشتم انقدر آروم میشم که فراموش میکنم نفس بکشم..
این دوست داشتنامونم دوست دارم..
ازینکه کنارت احساس آرامش میکنم خیلی خوشحالم..
برای پایدار موندنش هر لحظه و ثانیه دعا میکنم..
امروزم خاطره شد..(گوشت بره..)(زین علی..)
زینب با اینکه اصلآ از رفتارات خوشم نمیاد ولی مجبورم تحملت کنم..
فقط بخاطر اینکه میگذره... اینم یه دورانیه دیگه..
راضیه جونم عروسیت مبارک باشه..ایشالله که خوشبخت شی..از شیطونی هم دست برداری..
باورش برام سخته... رویا خودتی؟؟ از خواب بیدار شو..
این وابستگی از من بعید بود.. خدایا این آرامش و دوست دارم..
دارم حس میکنم همه ی وجودم شده..
شب قشنگ و پر خاطره ای بود.. کباب..دیزی.. با یه خاطره ی خنده دار..تولد اعظم جونم..
.. شب خوابگاه..
۲۰ مهرم که بی مقدمه رفتن به غار دربند..
این خوش گذرونیا خوبه.. ولی به این فکر میکنم که اگه یه روز بری و فقط این خاطره ها واسم بمونه
قلبم از جا کنده میشه..نمیخوام اون لحظه زنده باشم..
دیگه زنده بودنم با کنار تو بودن معنی پیدا میکنه...
اما میدونم نمی دونی چقدر دوست دارم و واسم عزیز شدی..